معنی کپچ
7 بازدید
[ کُ ] (اِخ) اصل آن کوچ یا کُفچ که عربان قُفص خوانند و از طوایف بلوچ بوده اند و در یکی از کتیبه های میخی لفظ آکوپاچیه دیده شده است بمعنی کوه نشین و محتمل است همین طایفهٔ قفص باشد. (سبک شناسی ج ۱ ص ۶۷). در تاریخ بیهقی (چ فیاض ص ۲۴۴) این کلمه در عبارت: «مکرانی چون خبر این لشکرها و برادر بشنود کار جنگ بساخت و پیاده ای بیست هزار کیجی و ریگی و مکرانی و از هر ناحیتی و هر دستی فراز آورد» کیجی ضبط شده و مصحح در حاشیه نوشته است: کیج نام شهری است در بلوچستان و هم اکنون به همین نام معروف است و نزد جغرافی نویسان قدیم هم معروف بوده و گاهی برای تسمیهٔ تمام ناحیه لفظ کیج و مکران را اطلاق می کرده اند معرب این کلمه کیز است بنابراین احتمال این که کلمهٔ متن «کپج» (قفص) باشد مورد ندارد. (حاشیهٔ تاریخ بیهقی ص ۲۴۴). رجوع به کیج شود.
کلمات همقافیه با «کپچ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «پچ» برای سرودن شعر