معنی کپاک
6 بازدید
[ کَ ] (اِ) مرغکی باشد کبود و سفید و دم دراز که او را دمسیجه نیز گویند بر لب آب نشنید و دم جنباند. (برهان) (آنندراج). دم جنبانک. (ناظم الاطباء). کبوک. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «کپاک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اک» برای سرودن شعر