معنی کویزدن
7 بازدید
[ کَ دَ ] (مص) گنجیدن. (فرهنگ فارسی معین): آن [ غیب ] در این جهان نکویزد. (طبقات انصاری نسخهٔ نافذپاشا، از فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «کویزدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر