معنی کویر نمک

معنی کویر نمک

7 بازدید
[ کَ رِ نَ مَ ] (اِخ) ناحیه ای است که از خراسان و سیستان تا حوالی قم و کاشان و یزد امتداد می یابد. از مواد رسوبی رودهای سابق پر شده است. در زمانهای قدیم در این نقاط دریاچه هایی بوده که به تدریج خشک شده است. در موقع باریدن باران مقداری گل و لای با خود برده و آنها را پر می کند و سطح باتلاقی تشکیل می شود. در تابستان به جای آب ورقهٔ نمکی دیده می شود. جز در فصل زمستان در آن آب پیدا نمی شود. در این دشت وسیع حیوان و گیاه وجود ندارد اما حاشیهٔ آن چندان بایر نیست و هوای این قسمت از کویر معتدل تر است و کمیِ ارتفاع از سختی سرمای زمستان می کاهد. در زمستان بارندگی آن نسبةً زیاد است و به همین جهت درختهای کوچکی سبز می شود که تشکیل جنگلهای مخصوصی می دهد. در این قسمت جمعیت هم دیده می شود. در وسط کویر هم نواحیی می توان یافت که از حیث آب و جمعیت و حاصل مهم است. این نواحی متعدد و به هم چسبیده است و حتی شهرهایی در آن دیده می شود مانند گلشن که باغها و نخلستانها و مزارع آنها مشهور است و جندق و بیابانک که هر یک از آنها از یکدیگر فواصل زیاد دارند مثلاً طبس (گلشن) تا نزدیکترین آبادی ۲۰۰هزار گز فاصله دارد. (از جغرافیای سیاسی کیهان ص ۴۸۵).

کلمات هم‌قافیه با «کویر نمک»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «مک» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید