معنی کوک و کلک
7 بازدید
[ کو کُ کَ لَ ] (اِ مرکب، از اتباع) از اتباع است. حیله. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به کلک شود. - کوک و کلک کردن؛ با تعب و مهارت اسباب کاری را فراهم ساختن. (امثال و حکم ج ۳ ص ۱۲۴۷).
کلمات همقافیه با «کوک و کلک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لک» برای سرودن شعر