معنی کوکنک
5 بازدید
[ کو کَ نَ ] (اِ مصغر) مصغر کوکن است که جغد باشد و آن پرنده ای است به نحوست مشهور. (برهان) (آنندراج). کوکن یعنی جغد کوچک. (ناظم الاطباء): آواز نای و حسن کجا سیرگاه تو ویرانه ها و خلق در آن همچو کوکنک. خیالی سبزواری (از فرهنگ رشیدی). الصخد؛ بانگ کوکنک. (مهذب الاسماء، یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «کوکنک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نک» برای سرودن شعر