معنی کوکله
6 بازدید
[ کو / کَ / کُو کِ / کَ لَ / لِ ] (اِ) مرغی است تاجدار که آن را شانه سر گویند و مرغ سلیمان همان است و به عربی هدهد خوانند، و بر وزن حوصله هم گفته اند. (برهان). مرغی است تاجدار که آن را شانه سر گویند و مرغ سلیمان همان است و به عربی هدهد خوانند و اصل در آن کاکله بوده، یعنی کاکل دار. (آنندراج). مرغ شانه سرک که هدهد گویند و تاج دارد و اصل در آن کاکله بوده، یعنی کاکل دار. (انجمن آرا). در تداول خراسان کوکله (شانه بسر)، لری کولکولو(مرغی بزرگتر از گنجشک که بر سر خود شاخی از پر دارد). (حاشیهٔ برهان چ معین).
کلمات همقافیه با «کوکله»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «له» برای سرودن شعر