معنی کوکب خراسانی

معنی کوکب خراسانی

4 بازدید
[ کَ کَ بِ خُ ] (اِخ) میرزا عبدالعلی بن میرزا محسن. پدرش از مردم خراسان بود، اما وی در یزد متولد شد. در حسن خط خاصه در نسخ از امثال میرزا احمد نیریزی بشمار می رفت و در زمان فتحعلی شاه به منصب صدارت رسید و گاهی شعر نیز می سرود. رباعی زیر از اوست: ای مهر تو مرهم دل خستهٔ من وی مهر تو بر لب فروبستهٔ من عفو و کرم و عطاست زیبندهٔ تو جرم و گنه و خطاست شایستهٔ من. (از مجمع الفصحاء ج ۲ ص ۴۲۶).
[ کَ کَ بِ خُ ] (اِخ) میرزا محمدباقر. اصلش از خاوران و از مردم راز و قوشخانهٔ خبوشان بود. در آغاز جوانی به تهران آمد و به کسب علم و ادب پرداخت و در علوم ریاضی و طبیعی نیز مقامی یافت. محمدحسین خان قاجار مروزی و سایر رجال دربار فتحعلی شاه را در حق او عنایتی بود. وی در هفتادسالگی به سال ۱۲۷۲ هـ . ق. درگذشت. دیوانش جمع نگردیده است. از قصاید اوست: شب دوشین به هجر روی دلبر نهادم سر به زانو دیده بر در ز شور آن نگار پرنیان پوش ز خار و خاره ام بالین و بستر... (از مجمع الفصحاء ج ۲ صص ۴۲۶-۴۲۷). و رجوع به همان مأخذ شود.

کلمات هم‌قافیه با «کوکب خراسانی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید