معنی کوکبی
6 بازدید
[ کَ / کُو کَ ] (ص نسبی) منسوب به کوکب. - شمع کوکبی؛ از شاهد زیر چنین برمی آید که ظاهراً نوعی شمع بوده است : کونشان شده ست چون لگن شمع کوکبی وندر جواب این همه لال اند و الکن اند. سوزنی (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا).[ کَ کَ ] (اِخ) نبیرهٔ شیخ بایزید یله و در مشهد زادگاه آبا و اجداد خود زندگی می کند. مطلع زیر از اوست: کُشتی من دل خسته را، ترک کمان ابروی من تا بازیابم زندگی، تیری بیفکن سوی من. (از مجالس النفایس ص ۱۱۱).
کلمات همقافیه با «کوکبی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بی» برای سرودن شعر