معنی کوکان
6 بازدید
(اِ) ساز و برگ استادان گازر را گویند. (برهان). دست افزاری است مر گازران را. (آنندراج). دست افزار گازر. و در نسخهٔ سروری به وزن چوگان به معنی ساز گازر آورده. (فرهنگ رشیدی). دست افزاری باشد مر گازران را. (فرهنگ جهانگیری). ساز و برگ گازرگر. (ناظم الاطباء).(اِخ) دهی از دهستان جعفرآباد فاروج که در بخش حومهٔ شهرستان قوچان واقع است و ۱۰۶ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).(اِخ) دهی از دهستان تفرش که در بخش طرخوران شهرستان اراک واقع است و ۱۲۰ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲). از رستاق طبرش. (تاریخ قم ص ۱۱۸ و ۱۲۰).
کلمات همقافیه با «کوکان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر