معنی کوچ فرمودن
6 بازدید
[ فَ دَ ] (مص مرکب) کوچ کردن (شاهان و بزرگان). (فرهنگ فارسی معین): چو روزی چند از عشرت برآسود چو سیر آمد ز عشرت کوچ فرمود.نظامی. شهزاده غازان از مرو به جانب سرخس کوچ فرمود. (تاریخ غازان از فرهنگ فارسی معین). غازان در اوایل ربیع الاول... از قراتپه کوچ فرمود. (تاریخ غازان ص ۱۶). رجوع به کوچ کردن شود.
کلمات همقافیه با «کوچ فرمودن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر