معنی کوچ به کوچ
7 بازدید
[ بِ ] (ق مرکب) رفتن به تواتر و پی درپی باشد. (برهان). رفتن از منزلی به منزل دیگر بدون درنگ و توقف و اتراق. (ناظم الاطباء). رفتن به تواتر و پی درپی. رحلت بتدریج. کوچ بر کوچ. (فرهنگ فارسی معین). رجوع به کوچ بر کوچ شود. || (اِ مرکب) اسب و مرکب دزدان و راهزنان را هم گفته اند. (برهان) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «کوچ به کوچ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وچ» برای سرودن شعر