معنی کوچک شدن
6 بازدید
[ چَ / چِ شُ دَ ] (مص مرکب) خرد شدن. || کم وسعت و کم حجم شدن. || کم وسعت و کم حجم شدن. || اندک گشتن. || مورد توهین قرار گرفتن. خفیف شدن. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «کوچک شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر