معنی کوچکوضعی
4 بازدید
[ چَ / چِ وَ ] (حامص مرکب) خرد و حقیر بودن. خرد و باریک اندام بودن : ز کوچک وضعی خود نال خوش صوت کشد دایم بزرگیها از این ساز. ملاطغرا (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «کوچکوضعی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عی» برای سرودن شعر