معنی کوچکدلی
5 بازدید
[ چَ / چِ دِ ] (حامص مرکب) نازک دلی. (غیاث). کوچک دل بودن. حالت کوچک بودن دل : سهل باشد عشق اگر بر خاک بردارد مرا مهر از کوچک دلی بسیار شبنم را نواخت. صائب (از آنندراج). ز خلق خوش به سر جا می دهندت غنچه سان هر دم زوالی نیست با کوچک دلی بالانشینی را. شفیع اثر (از آنندراج). رجوع به کوچک دل شود. || بی رحم و ترحم نیز نوشته اند. (غیاث).
کلمات همقافیه با «کوچکدلی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر