معنی کوچکبیک
4 بازدید
[ چَ / چِ بَ ] (اِخ) صاحب مجالس النفایس وی را امیری بزرگ و صاحب شعر دلپذیر دانسته و این مطلع را از وی آورده است: هر برگ گل که باد ز شاخ درخت ریخت خون از دو چشم بلبل شوریده بخت ریخت. (مجالس النفایس).
کلمات همقافیه با «کوچکبیک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یک» برای سرودن شعر