معنی کوچوله
5 بازدید
[ لَ / لِ ] (اِ) کچوله. (فرهنگ فارسی معین). کچله. اداراقی. اذراقی. خانق الکلب. قاتل الکلب. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). رجوع به کچوله شود.
کلمات همقافیه با «کوچوله»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «له» برای سرودن شعر