معنی کوچو
6 بازدید
(اِخ) پسر اوکتای قاآن بن چنگیز. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). اوکتای بمناسبت علاقه ای که به کوچو پسر سوم خود داشت، او را در ایام حیات ولیعهد خویش قرار داد، ولی کوچو قبل از فوت پدر درگذشت و اوکتای پسر او شیرامون را که طفلی خردسال بود به این مقام برگزید. (از تاریخ مغول اقبال ص ۱۵۱). رجوع به تاریخ جهانگشای جوینی ج ۱ حاشیهٔ ص ۲۰۶ شود.
کلمات همقافیه با «کوچو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «چو» برای سرودن شعر