معنی کوچهگردی
5 بازدید
[ چَ / چِ گَ ] (حامص مرکب) عمل و حالت کوچه گرد. محله گردی. (فرهنگ فارسی معین). - امثال: یا کوچه گردی می شود یا خانه داری ؛ به سرزنش به زنانی که بسیار به مهمانی و گردش روند، گویند. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || طوافی. || خانه بدوشی. دربدری. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «کوچهگردی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر