معنی کوه کندن
4 بازدید
[ کَ دَ ] (مص مرکب) شکافتن و تراشیدن کوه، گشادن و ساختن راهی یا برآوردن صورت و نقشی را: مرا زین کوه کندن حاصل این بود نشد کارم میسر مشکل این بود.نظامی. به گرد عالم از فرهاد رنجور حدیث کوه کندن گشت مشهور.نظامی.
کلمات همقافیه با «کوه کندن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر