معنی کوهون

معنی کوهون

6 بازدید
(اِ) در یادداشتی به خط مرحوم دهخدا این کلمه معادل «ساسردس»فرانسوی آمده، و «ساسردس» در فرهنگهای فرانسوی، مقام کشیشی، کاهنی، کشیشی، قسوست، قسیسیت، قسوسیت و کهنوت معنی شده است : یک کوهون و همچنین یکی از بن لاوی آمد در آن جایگه. (ترجمهٔ دیاتسارون ص ۲۲۴، از یادداشت به خط مرحوم دهخدا). بود در روزگار هیرودیس ملک یهودا یکی کوهون، نام او زکریا. (ترجمهٔ دیاتسارون ص ۶، از یادداشت ایضاً). ناگاه در یک روز چون جامهٔ شیوهٔ کوهونان پوشید. (ترجمهٔ دیاتسارون ص ۲۸، از یادداشت ایضاً). و رجوع به کوهن شود.

کلمات هم‌قافیه با «کوهون»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ون» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید