معنی کوهله
7 بازدید
[ ] (اِ) کرهله. حلزون. لیسک. راب. (ابوریحان بیرونی در الجماهر چ حیدرآباد دکن). در صفحات آخر که سقط نسخه را چاپ کرده اند گوید این لغت مردم جرجان است. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). رجوع به الجماهر شود.
کلمات همقافیه با «کوهله»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «له» برای سرودن شعر