معنی کوهساران
6 بازدید
(اِ مرکب) کوهستان. کهستان. کوهسار. کهساره. (آنندراج). کوهستان. (فرهنگ فارسی معین): همه کوهساران پر از مرد و زن همی آفرین خواندندی به من.فردوسی. راهرو را بال و پرواز است سختیهای دهر کوهساران می شود سنگ فسان این سیل را. صائب (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «کوهساران»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر