معنی کوهسار

معنی کوهسار

12 بازدید
(اِ مرکب) کوهساران. کوهستان. کهساره. کهستان. (آنندراج). کوهساره. کشوری که در آن کوه بسیار باشد. (ناظم الاطباء). (از: کوه +سار، سر، پسوند مکان) تحت لفظ به معنی ناحیهٔ کوه. کوهستانی. کوهستان. ناحیه ای که در آن کوه باشد. (حاشیهٔ برهان چ معین). کهسار: بیامد دمان سوی آن کوهسار که افکندهٔ خود کند خواستار. فردوسی (شاهنامه چ بروخیم ج ۱ ص ۱۳۷). بپرسید دیگر که بر کوهسار یکی شارسان یافتم استوار. فردوسی (ایضاً ص ۲۰۹). دگر شارسان از بر کوهسار سرای درنگ است و جای شمار. فردوسی (ایضاً ص ۲۱۰). و امسال پیش از آنکه به ده منزلی رسد اندرکشید حله به دشت و به کوهسار. فرخی. بر سر افکندی نهنگان را به خشت از قعر آب سرنگون کردی پلنگان را به تیر از کوهسار. فرخی. بر کاخهای او اثر دولت قدیم پیداتر است از آتش بر تیغ کوهسار.فرخی. نقش و تماثیل برانگیختند از دل خاک و دو رخ کوهسار.منوچهری. ابر آزاری برآمد از کنار کوهسار باد فروردین بجنبید از میان مرغزار. منوچهری. این یکی گل برد سوی کوهسار از مرغزار وآن گلاب آورد سوی مرغزار از کوهسار. منوچهری. اندر پناه عدل تو هستند بی گزند از چرغ و باز و شاهین، کبکان کوهسار. امیرمعزی. تا باغ زردروی شد از گشت روزگار بر سر نهاد تودهٔ کافور کوهسار.امیرمعزی. تا برآمد جوشن رستم به روی آبگیر زال زر بازآمد و سر برکشید از کوهسار. امیرمعزی. به کوهسار و بیابانی اندرآوردیم جمازگان بیابان نورد که کوهان. انوری (از آنندراج ذیل کوهان). همچون فلک معلقی استاده بر دو قطب قطب تو میخ و میخ زمین گشته کوهسار. خاقانی. بیخ جهان عدل توست بیخ فلک نفس کل میخ زمان عدل توست میخ زمین کوهسار. خاقانی. کشیده بر سر هر کوهساری زمردگون بساطی مرغزاری. نظامی (خسرو شیرین چ وحید ص ۵۶). و رجوع به کهسار شود. || کوهستان (از فرهنگ فارسی معین). || کوهپایه. (ناظم الاطباء).

کلمات هم‌قافیه با «کوهسار»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «سار» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید