معنی کوهبنیاد
5 بازدید
[ بُ ] (ص مرکب) عظیم الجثه و بزرگ و استوار چون کوه : روزی صیادان پیلی وحشی گرفتند... بادحرکت، آتش سرعت،... ابرنهاد، کوه بنیاد. (سندبادنامه ص ۵۶).
کلمات همقافیه با «کوهبنیاد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر