معنی کونگشاد
11 بازدید
[ گُ ] (ص مرکب) در تداول عامه، کسی که سوراخ دبرش فراخ باشد. || کنایه است از تنبل. کاهل. (فرهنگ فارسی معین). سخت کاهل در کارها. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). آدم تنبل و سست و پی کار نرو. (فرهنگ لغات عامیانهٔ جمالزاده).
کلمات همقافیه با «کونگشاد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر