معنی کونپوش
6 بازدید
(نف مرکب) پوشندهٔ کون. آنچه کون را پوشد. || (اِ مرکب) ساغری پوش. کفل پوش. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): گه خیش با گلاله به سر درکشد فسار وز کوردین کند جل و کون پوش هفت رنگ. سوزنی (یادداشت ایضاً).
کلمات همقافیه با «کونپوش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وش» برای سرودن شعر