معنی کوناب
17 بازدید
(اِ مرکب) آبی که از آب دادن کردها و سیراب شدن آن به زمین زیردست نشیند. آبی که از زراعت و مزرعهٔ دیگر زهد. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «کوناب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر