معنی کولخ
6 بازدید
[ لَ ] (اِ) به معنی آتشدان و منقل باشد. (برهان) (آنندراج) (ناظم الاطباء). ظاهراً گولخ است مخفف «گولخن» و با گیلکی «کله» (منقل) مقایسه شود. (از حاشیهٔ برهان چ معین). رجوع به گولخ شود.[ لَ ] (اِخ) با ثانی مجهول، نام مردی بوده تورانی که اسفندیار را از راه هفت خوان به رویینه دژ رسانید. (برهان) (آنندراج) (از ناظم الاطباء). در فهرست ولف «کولخ» و «گولخ» نیامده و شخصی که اسفندیار را در هفتخوان رهنمایی کرد گرگسار بود. (حاشیهٔ برهان چ معین).
کلمات همقافیه با «کولخ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لخ» برای سرودن شعر