معنی کولاویان

معنی کولاویان

6 بازدید
[ کو / کَ ] (ص، اِ) پهلوانان کردان باشند از جنس نیکو (کذا). (لغت فرس اسدی چ اقبال ص ۳۹۴). پهلوانان و گردان را گویند. (برهان) (آنندراج). گرد و پهلوان. (ناظم الاطباء). اقبال در حاشیهٔ ۷ ص ۳۹۴ لغت فرس نوشته اند: سابقاً مفرد این لغت، یعنی کولا را از همین نسخه نقل کردیم و باز هم معنی درست این کلمه معلوم نشد. مؤلف لغت فرس در ذکر کولا نویسد: «کولا زبان کردان بود، بارانی گوید: در بیابان...» آقای دهخدا نوشته اند: این کلمه شولای امروز است و ظاهراً عبارت این بوده که «کولا به زبان کردان بارانی بود» و نام شاعر افتاده است میان «بود» و «گوید». و نیز عبارت ص ۳۹۴ لغت فرس را چنین تصحیح کرده اند: کولا، وین بارانی که پهلوانان کردان پوشند از جنس نیکو. (حاشیهٔ برهان چ معین). مرحوم دهخدا در یادداشتی آرد: کولاویان پهلوانان کردان باشند از جنس نیکو بارانی گوید. (حاشیهٔ فرهنگ اسدی نخجوانی): در بیابان بدید قومی کرد کرده از موی هر یکی کولا وآن زبان نظیف هر کردی با برنشم و دیدهٔ شهلا. (از حاشیهٔ فرهنگ اسدی نخجوانی). در غالب فرهنگها کولاویان را به همین عبارت یا شبیه آن شرح کرده اند و هیچ یک شاهدی ندارند، فقط در نسخهٔ حاشیهٔ فرهنگ اسدی نخجوانی شاهد فوق آمده است و چنانکه مشاهده می شود در قطعهٔ مذکور کلمهٔ کولاویان نیست و به گمان من اصل تمام فرهنگها برای این کلمه همین نسخهٔ حاشیهٔ فرهنگ اسدی نخجوانی است و کاتبی از قدیم ترین زمانها در مستی یا هشیاری، خستگی یا تازه نفسی گرسنگی یا سیری عبارت مؤلف را زیر و رو کرده و به این صورت درآورده است و اصل این بوده: کولاویان، پهلوانان کردان که کولا پوشند و آن نوعی بارانی است شاعر گوید... و کولا و شولا همان جامهٔ پشمین است که امروز کردان و روستاییان و درویشان چون جبه ای به سرما، در زمستان در بر کنند... و در نسخهٔ حاشیهٔ فرهنگ اسدی نخجوانی نظایر این تصحیفات و تحریفات بسیار است -انتهی. و رجوع به کولا شود. || شولاپوشان. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).

کلمات هم‌قافیه با «کولاویان»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ان» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید