معنی کولان
7 بازدید
[ کَ وَ ] (اِ) گیاهی است که در آب روید و از آن حصیر بافند. (از برهان) (آنندراج) (ناظم الاطباء). گیاهی است که در آب روید و از آن بوریا سازند. (فرهنگ رشیدی). اسل. اسل کولان. سمار. سخونوس. نی بوریا. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به مدخل بعد شود.[ کو / کَ ] (ع اِ) گیاه بردی و علف. (منتهی الارب). گیاه بردی و واحد آن کولانة است. (از اقرب الموارد). گیاه بردی. (ناظم الاطباء). || گیاهی است مانند بردی که در آب روید. (منتهی الارب). و رجوع به مدخل قبل شود.[ کَ وَ ] (اِخ) نام کوهی است. (برهان) (از ناظم الاطباء). کوهی که رودخانهٔ خرم آباد ملایر از آن سرچشمه می گیرد. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).(اِخ) دهی از دهستان بیلوار که در بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان واقع است و ۴۲۵ تن سکنه دارد. تپه ای از آثار ابنیهٔ قدیم در این ده وجود دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).(اِخ) نام شهری است به ماوراءالنهر. (منتهی الارب). ناحیتی خرد است [ از خلج ] و به مسلمانی پیوسته و اندر او کشت و برز است. (حدود العالم چ دانشگاه ص ۸۱). شهرکی است پاکیزه در حدود بلاد ترک از ناحیه ای به ماوراءالنهر. (از معجم البلدان از حاشیهٔ برهان چ معین).
کلمات همقافیه با «کولان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر