معنی کوشی
223 بازدید
(ترکی-مغولی، اِ) علوفه و آذوقه و سیورسات. (فرهنگ فارسی معین): سلطان ارزروم قضای حقی را که او وقت محاصرهٔ اخلاط به مدد علوفه و کوشی نشانده، به انواع مبرات و کرامات مخصوص شد. (تاریخ جهانگشا ج ۲ ص ۱۸۱ از فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «کوشی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شی» برای سرودن شعر