معنی کوس اندرآوردن
9 بازدید
[ اَ دَ وَ دَ ] (مص مرکب) در شاهد زیر از فردوسی ظاهراً بمعنی هجوم آوردن، حمله کردن و آهنگ هجوم کردن آمده است : چو کیخسرو آن جنبش باد دید دل و بخت ایرانیان شاد دید ابا رستم و گیو و گودرز و طوس ز قلب سپاه اندرآورد کوس. فردوسی (شاهنامهٔ چ خاور ج ۳ ص ۷۱). رجوع به کوس و ترکیب های آن شود.
کلمات همقافیه با «کوس اندرآوردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر