معنی کور گردانیدن
5 بازدید
[ گَ دَ ] (مص مرکب) کور کردن. نابینا ساختن. و رجوع به کور کردن شود. || انباشتن و مسدود ساختن آبراه چشمه و جز آن : و کاریزها انباشتن و چشمه های آب را کور گردانیدن و دزها و شهرها و دیوارها کندن. (فارسنامهٔ ابن البلخی ص ۳۸). و رجوع به کور کردن شود.
کلمات همقافیه با «کور گردانیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر