معنی کور و کبود
6 بازدید
[ رُ کَ ] (ترکیب عطفی، ص مرکب) ناقص و رسوا. نادلپذیر. مقرون به رنج و آفت. تعبیری است که در آثار قدما و مثنوی و دیوان کبیر، گاه به معنی وصفی استعمال می شود. (شرح مثنوی شریف جزو نخستین از دفتر اول تألیف بدیع الزمان فروزانفر ص ۲۲۶). رجوع به ترکیب «کور و کبود» ذیل کور شود.
کلمات همقافیه با «کور و کبود»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ود» برای سرودن شعر