معنی کور اصلی
6 بازدید
[ رِ اَ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) کور مادرزاد. (کلیات شمس چ بدیع الزمان فروزانفر ضمیمهٔ ج ۷ ص ۴۰۵): هرکه او منکر شود خورشید را کور اصلی را نباشد چاره ای. مولوی (کلیات شمس).
کلمات همقافیه با «کور اصلی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر