معنی کورگان
7 بازدید
(ترکی-مغولی، اِ) آنکه از جانب مادر هم پادشاه زاده باشد و در لغات ترکی نوشته که شخصی که نسبتش به سلاطین رسد و نسبت دامادی هم داشته باشد و به کاف اول فارسی و کاف دوم عربی به معنی پادشاهی که دختر خاقان چین در حبالهٔ نکاح او باشد. (از آنندراج) (از غیاث). گورگان. کورکان. (فرهنگ فارسی معین). و رجوع به گورکان شود.(اِخ) ناحیه ای است در جنوب روسیهٔ کنونی و در آنجا مقبره هایی از سکاها کشف گردیده که غالباً در میان سنگ کنده شده است. (از ایران باستان ج ۱ ص ۵۷۸).
کلمات همقافیه با «کورگان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر