معنی کورکوری کردن
4 بازدید
[ کَ دَ ] (مص مرکب) کورکوری کردن چراغ؛ گاهی بیش و گاهی کم نور دادن آن. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). رجوع به کورکور کردن شود.
کلمات همقافیه با «کورکوری کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر