معنی کورکور
6 بازدید
(اِ مرکب) به معنی غلیواج باشد که مرغ گوشت رباست و آن را به عربی حِدأَة خوانند... (برهان). کلاغ. غلیواز. (آنندراج). پرنده ای که غلیواج نیز گویند. (ناظم الاطباء). کورکوره. (حاشیهٔ برهان چ معین). غلیواج. مرغ گوشت ربا. زغن. (فرهنگ فارسی معین). خرجل. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): تیری که هر کجا که یکی پشم توده دید حالی چو کورکور در او آشیان کند. کمال الدین اسماعیل (از فرهنگ رشیدی).(اِخ) از طوایف هفت لنگ بختیاری است که در مال امیر سوسن سکنی ََ دارند. (از جغرافیای سیاسی کیهان ص ۷۴).(اِخ) تیره ای از طایفهٔ شهی هفت لنگ بختیاری است و خود دارای شعبی است به شرح زیر: خدر سرخ، خدری، گرگه، باپیر، سیف الدین وند. (جغرافیای سیاسی کیهان ص ۷۳).
کلمات همقافیه با «کورکور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر