معنی کورکش
8 بازدید
[ کو کَ / کِ ] (نف مرکب) آنکه کور را دست گرفته راه ببرد. (آنندراج): نرگس بی دیده روان کوروش خار عصا، باد خزان کورکش. امیرخسرو (از آنندراج).[ کو کَ ] (اِخ) دهی از دهستان قائدرحمت است که در بخش زاغهٔ شهرستان خرم آباد واقع است و ۸۵۵ تن سکنه دارد که از طایفهٔ قائدرحمت هستند و زمستان به قشلاق می روند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
کلمات همقافیه با «کورکش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کش» برای سرودن شعر