معنی کورک
6 بازدید
[ کَ وَ / کَ / کُو رَ / کَ وَ رَ ] (اِ مصغر) به معنی کورز است که میوه و بار کبر باشد. (برهان). به معنی کورزه است. (از آنندراج) (از انجمن آرا). (از: کور، کبر +ک، پسوند تصغیر). با کورزه و کورز مقایسه شود، به شیرازی «کورک کازرونی». (از حاشیهٔبرهان چ معین). رجوع به کَبَر، کَوَر، کورز و کورزه شود.[ رَ ] (اِ) در تداول عامه، جوشهای چرکی کم و بیش برجستهٔ روی پوست که در نقاط مختلف پوست بدن پدید آیند. کورک معمولاً دارای مرکزی سفیدرنگ و پر از چرک و اطراف آن ملتهب و قرمزرنگ است. دمل کوچک. دانهٔ چرکی. (فرهنگ فارسی معین). دمل کوچک. دمل خرد. دمل خرد که سخت تر از دمل، درد و سوزش دارد. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || دمل. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).[ کَ وَ / کَ رَ ] (اِخ) نام موضعی هم هست نزدیک به هرمز. (برهان). نام موضعی است نزدیک به هرمز فارس که قریب به خلیج عمان باشد. (آنندراج) (انجمن آرا).[ کَ وَ / کَ / کُو رَ ] (اِخ) نام جمعی از کفار باشد. (برهان). نام گروهی از کفار کتور که در هندوستان باشند. (آنندراج) (انجمن آرا). ظاهراً مصحف گورک ، گبرک. (حاشیهٔ برهان چ معین). و رجوع به گبر شود.[ رَ ] (اِخ) دهی از دهستان چرداول که در بخش شیروان چرداول شهرستان ایلام واقع است و ۱۵۰ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ کُرْ ] (اِخ) شهر و بندری است در ایرلند که ۷۷۹۰۰ تن سکنه دارد. در این شهر، صنایع فولاد و کشتی سازی و تصفیهٔ نفت دایر است. (از لاروس).
کلمات همقافیه با «کورک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رک» برای سرودن شعر