معنی کوروش
5 بازدید
[ کورْ وَ ] (ق مرکب) کوروار. مانند کور. چون کوران. همچون نابینایان : کوروش قائد و عصاطلبی بهر این راه روشن و هموار.هاتف. و رجوع به کوروار شود.(اِخ) رجوع به کورش کبیر، کورش کوچک و کورش اول شود.
کلمات همقافیه با «کوروش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وش» برای سرودن شعر