معنی کورهتاب
5 بازدید
[ رَ / رِ ] (نف مرکب) تابندهٔ کوره. افروزندهٔ کوره. آتش افروز کوره. آنکه در کوره آتش بیفروزد. آنکه کوره را تافته کند: کوره تابان کیمیای سپهر که آگهی بودشان ز ماه و ز مهر.نظامی. و رجوع به ترکیب «کوره تابان کیمیای سپهر» ذیل کوره شود.
کلمات همقافیه با «کورهتاب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر