معنی کورنمک
7 بازدید
[ نَ مَ ] (ص مرکب) کنایه از مردم نمک بحرام و حرام نمک باشد. (برهان). کسی که پاس نمک نداشته باشد و با ولی نعمت بد بازد، مرادف نمک بحرام. (آنندراج). مردم نمک بحرام و حرام نمک. (ناظم الاطباء). حق نشناس. نمک بحرام. (فرهنگ فارسی معین). امروز نمک کور گویند. (حاشیهٔ برهان چ معین). نمک نشناس.
کلمات همقافیه با «کورنمک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مک» برای سرودن شعر