معنی کوربختی
5 بازدید
[ بَ ] (حامص مرکب) بدبختی. ادبار. (فرهنگ فارسی معین). تیره بختی : روز خفاش است کور از کوربختی زآنکه او دشمنی در خفیه با خورشید خاور می کند. سلمان (از آنندراج). رجوع به کوربخت شود.
کلمات همقافیه با «کوربختی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تی» برای سرودن شعر