معنی کورانه
6 بازدید
[ نَ / نِ ] (ص نسبی، ق مرکب) علی العمیاء. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). کورکورانه. (فرهنگ فارسی معین): ما که کورانه عصاها می زنیم لاجرم قندیلها را بشکنیم.مولوی.[ نَ / نِ ] (اِخ) دهی از دهستان برادوست که در بخش صومای شهرستان ارومیه واقع است و ۱۸۶ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ نَ / نِ ] (اِخ) دهی از دهستان ترگور که در بخش سلوانای شهرستان ارومیه واقع است و ۱۷۵ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
کلمات همقافیه با «کورانه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر