معنی کوراغلی
4 بازدید
[ کُرْ اُ ] (اِخ) کوراغلو. نام قهرمانی است که اعمال پهلوانی او در بین قبایل قفقاز شهرت دارد. (از اشتینگاس؛ ذیل کوراغلو).[ کُرْ اُ ] (اِ مرکب) نام لحنی از الحان ترکان. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). - کوراغلی خواندن؛ در مقابل حقی سخنان بی اساس و غیرمنطقی گفتن. جوابهای بی سروته به تقاضای حقهٔ کسی دادن. انکار وام خود کردن. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || قطعه ای است ضربی که سابقاً در مقدمهٔ ماهور نواخته می شد. (فرهنگ فارسی معین ذیل کراوغلی).
کلمات همقافیه با «کوراغلی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر