معنی کورآویز
5 بازدید
(ن مف مرکب، ق مرکب) درآویخته و سخت گرفته از کسی یا جایی چون کوران : او همی گفت و من چو دشنهٔ تیز در کمر کرده دست کورآویز. نظامی (هفت پیکر ص ۱۷۹).
کلمات همقافیه با «کورآویز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یز» برای سرودن شعر