معنی کودکمنش
5 بازدید
[ دَ مَ نِ ] (ص مرکب) کودک سرشت. (فرهنگ فارسی معین). کودک مزاج. کودک مشرب : در کاسهٔ لذت شکنان چشمهٔ زهرم در کاسهٔ کودک منشان جرعهٔ شیرم. عرفی (از آنندراج). و رجوع به کودک سرشت و کودک مزاج شود.
کلمات همقافیه با «کودکمنش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نش» برای سرودن شعر