معنی کودکمزاجی
6 بازدید
[ دَ مِ / مَ ] (ص مرکب) کودک سرشتی. (فرهنگ فارسی معین): آه کز کودک مزاجیهای ابنای زمان ابجد ایام طفلی را ز سر باید گرفت. صائب (از آنندراج). و رجوع به کودک مزاج و کودک سرشتی شود.
کلمات همقافیه با «کودکمزاجی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جی» برای سرودن شعر